بسم الله الرحمن الرحیم
آمل در گذر زمان

آمل مرکز تبرستان ادوار تاریخی بوده است. گویند نخستین مرکز تبرستان در هزاران سال پیش شهر پایدشت بود که در نزدیکیهای باختری آمل امروزه جای داشته و خرابه های آن هنوز نمودار است و همچنین گویند که بیشتر مصالح ساختمانی آمل از ویرانه های آن شهر است. در باره وجه تسمیه آمل نیز مورخان اسلامی و تبرستانی داستانهائی آورده اند که چون بر پایه صحیح تاریخ استوار نیست از شرح آن دیده پوشیدیم و همینقدر گوئیم که نویسنده این شهر را از هزاران سال پیش به اسم آمله نام دختری نامیده اند روانشاد پیرنیا در ایران باستان آن را از نام گروه آمرد که بعدا آملد و امروزه آمل خوانند دانسته است و این نویسنده گمان برد شاید این نام به نام تیره ای از گروه مردهایی که در پیش از آمدن آریاها به ایران(2000 یا1400 سال پیش از میلاد)در پیرامون آمل می زیستند آمده باشد . دسته ای از مردم شهر آمل در سده دوم پیش از میلاد پس از شکست از فراتات (فرهاد یکم اشکانی181-173 پ.م)به خراسان کو چانیده و به کشت و زرع سرگرم شدند و در آنجا به یاد زاد بوم خود شهری ساختند به نام آمل که صدها سال پا بر جا بوده است چنانکه ابن خردادبه و مقدسی و ابن العبری نویسند.

شهر آمل از تند بادهای حوادث روزگار بی بهره نبوده و نشیب و فراز جهان را اعم از عوامل سیاسی و طبیعی بسیار دیده است در باره شهرت آن هم مورخان اسلامی و غیر اسلامی بسیار  می نویسند. در حدود العالم آمده آمل شهری است عظیم... و او را شهرستانی است با خندق و بارو و از گرد وی ربض است و مستقر ملوک تبرستان و جای بازرگانان و خواص بسیار است و اندر وی علما بسیارند و آبهای روان بسیار است و از وی جامه کتان و دستار و خیش و فرش و حصیر طبری و چوب و شمشاد خیزد که به همه جهان دیگر نباشد و از وی ترنج و نارنج خیزد و گلیم سپید زربافت گوناگون و کیمخته(پوست و چرم دباغی شده)خیزدو از وی آلات چوبینه چون کفچه(کفگیر)شانه و شانه نیام و ترازوخانه و کاسه و طبق و صیفوری و بدین مانند. ابولفضل بیهقی در تاریخ خود نویسدروز یکشنبه غره جمادی الاول (426ق)امیر (مسعود بن محمود بن سبکتکین)از ساری برفت تا به آمل رود و این راهها که آمدیم و دیگر که رفتیم سخت تنگ بود چنانکه دو سه سوار بیش ممکن نشد...و از چپ و راست همه بیشه بود هموار تا کوه آبها روان چنانکه پیل راگذاره نبودی و در این راه پلی آمد چوبین بزرگ و رودی سخت و بوالعجب و نادر چون کمانی خماخم.....امیر به شتاب راند به آمل رسید روز آدینه ششم جمادی الاولی افزون بر پانصد وششصد هزار مرد بیرون آمده بودند مردمان پاکیزه روی و نیکوتر و هیچکس را ندیدم بی طیلسان(روپوش مانند ردا)شطوی یا توری یا تستری یا ریسمانی یا دستکار که فوطه وه گفتند....من که ابوالفضلم پیش از تعبیه لشگر در شهر رفته بودم سخت نیکو شهری دیدم همه دکانها در گشاده و مردم شادکام.

میر ظهیرالدین مرعشی نویسد:پس از تبعید سادات (مراعشه)به سمر قند و خوارزم و کاشغز بعد از آن صاحبقران (امیر تیمور794ق)ساری و آمل را غارت کرد و تالان فرمود و قتل عام نمود و چنین ساخت که در تمامی آن خروس و ماکیانی نماند که بانگ کند و بیضه نهد... و بقیه السیف مردان که بودند گریختند . عورات پیر و ضعفا و اطفال به گرسنگی مردند چون که دیگر غله نمانده بود .. خانه و آدمی نبود...

اعتمادالسلطنه در مرآت البلدان نویسد "جمعیت شهر در زمستان چهل هزار و در تابستان بیست هزار میشود و در نزدیکی آمل بنائی است مخروبه که سه برج آن باقی مانده معروف است آتشکده بوده است.در بعضی از تواریخ دیده شده که فریدون از بیشه تمیشه که در حوالی آمل است بر ضحاک خروج کرد .. در حوالی آمل معدن آهنی است بسیار مفید پل طولانی کم عرضی از سنگ و آجر بر روی رودخانه عبارت از ده طاق بنا شده و نسبت این بنا را به اعراب دهند ولی از ظاهر بنا چنان می آید که قدیم تر از اعراب است. آثار گرانبهای زیادی در حوالی آمل دیده می شود . احداث راه شوسه آمل و تهران به امر ناصرالدین شاه در رمضان 1280ق به جدیت حسینعلی خان وزیر فواید عامه به پایان رسید....

ناصرالدین شاه نیز در سفرنامه سال 1292ق خود در باره آمل تذکراتی می دهد که چون جنبه تاریخی در آن دیده نشد به کوتاهی آن پرداختیم. خراج دوره طاهریان شهر آمل یک میلیون و چارصد هزار درهم بوده است.

آمل امروزی از شمال به دریا و جنوب به لارجان (لاریجان) و خاور به سوادکوه و باختر به نمارستاق چسبندگی دارد و محمودآباد بندر نامی آن به شمار می آید. راه آهن محمود آباد به آمل به سرمایه حاجی محمد حسن امین الضرب اصفهانی در دورن ناصرالذین شاه قاجار به درازای هیجده کیلومتر ساخته شده بود و بنا بود این راه به بخش های دیگر پیوست و به تهران کشیده شود ولی دولت تزاری روسیه از پیشرفت آن جلوگیری کرد و بر چیده شد.

رود هراز که مورخان تبرستانی آن را هره هز می خوانند از میان شهر آمل می گذرد سرچشمه آن از لارجان و در سه شعبه به در یای خزر می ریزد. درازای این رود با پیچ و خمهایی که دارد نزدیک به سی فرسنگ است . آب و هوای آمل در تابستان گرم است و مردم ناگزیرند تابستان را به ییلاقات روند و به همین رو جمعیت آن در موسم گرما به نصف میرسد. شهر آمل در دوره پهلوی برای ایجاد کارخانجات و ساختمان های دولتی و ملی و پل آهنی ترقی بسیار نموده است.

در باره آثار باستانی شهر آمل نیز با کمال تاسف گوییم که این شهر با قدمت تاریخی خود فاقد هر گونه آثار نیاکان باستانی پیش از اسلام و ادوار اسلامی ما است و اگر هم اثری یافت شود به علت عدم توجه مردم به صورت ویرانه و متروکه در آمده که شناختن آن بسیار دشوار است و آنچه را که امروزه مورد علاقه مردم است آرامگاه و گنبد و بارگاه های ساداتی است که از سده هشتم به ویژه سادات مراعشه که در تبرستان سروری و فرمانروائی بالاستقلال داشته اند است و آثار کهنسال آمل به شرح زیر میباشد.

1)پل خشتی رود هراز که به گفته اعتمادالسلطنه از پایه گذاری های پیش از اسلام است.

2)مسجد جامع که پاره ای آن را از عمر بن العلا نخستین فاتح شهر آمل در دوره منصور دوانیقی خلیفه عباسی به سال 131 یا 141 ق و برخی از ابالخصیب سردار تازی فاتح مازندران به سال 144 ق و بعضی از عبدالله بن قحطبه به سال175 ق و همچنین از عثمان بن نهیک و هانی بن هانی نواب خلفای عباسی دانند.

3)گور حسن بن زید العلوی در تبرستان که در محله راست کوی آمل نهاده شده است.

4(گور ابن فورک دانشمند و حکیم نامی آمل درگذشت 406 ق در کوی علی کلاته سره.

5)گور ابو العباس قصاب از اولیای معروف آمل و مرشد ابو اسحاق خرقانی در گذشت 425 ق و ابو سعید ابی الخیر در گذشت 440 ق.

6)گور ابوالمحاسن رویانی و پسرش ابوالقاسم که به سال 501و 514 ق در آمل به دست فدائیان و میهن پرستان ایرانی به نام ملاحده کشته شدند و در نزدیکی های مسجد جامع آرمیده اند و سنگ نبشته گور آنان در امامزاده سه تن آمل موجود و رد ماه شعبان 514 ق کنده شده است.

7)گور ابو محمد ابراهیم ابو جواب ملقب به اطهر و برادرانش کاظم و یحیی کتیبه ای از ایشان باقی است به تاریخ 925و 1178 ق .

8)گور حسن بن حمزه العلوی المامطیری حکیم نامی سده پنجم اسلامی در کوی ماهی رسته آمل رو به روی مدرسه زین الشرف.

9)گور محمد بن الحسین الشالوسی(چالوسی)درگذشت 543 ق و ابو رشید و عزالدین و میر حیدر علی آملی دانشمندان نامی سده ششم و هفتم اسلامی.

10) گور میر قوام الدین مرعشی سر خاندان سادات مراعشه در تبرستان.

11)گور سید عبدالله پسر بزرگ میر قوام الدین مرعشی مقتول به دست کیائیان جلالی و گور سید عبدالمطلب و سید علاءالدین و سید قوام الدین و سید حسین و سید مرتضی و سید افضل پسران سید رضی الدین پسر میر قوام الدین مرعشی و دیگران که در دخمه میر قوام الدین نامبرده جای دارند . سادات مراعشه بالا همگی در جنگ ها زخمی و یا کشته شدند که امروزه دخمه و بارگاه ایشان مورد توجه مردم و زیارتگاه است.

شهر آمل را دهستانهای بزرگی است که از آن ویژه دابو باشد و دابو مقر پادشاهی اسپهبد دابو(به معنی بماناد)پادشاه نامی مازندران در آغاز اسلام است که پس از پدر (گیل گاوباره)به پادشاهی رسید ایل مشایی و نوایی و ترک و تازی در ادوار اسلامی بدان دهستانها راه یافته و جای گرفتند. در آمل برنج و مرکبات فراوان یافت می شودو این شهر در دوره پهلوی در اثر ایجاد پل آهنی و ساختمانهای نوین دوایر دولتی و مغازه ها و خانه های مدرن و مهمانخانه بزرگ یکی از شهرهای زیبای مازندران به شمار می رفت. 

برگرفته شده از کتاب تاریخ تبرستان( اردشیر برزگر)