درد دلی با دوستان
بنام خدای توبه پذیر
درد دلی با دوستان و محلیهای عزیز
سلام دوستان و عزیزان نشلی
با امید به داشتن ایامی سرشار از شادی و سلامتی در این روزهای زیبا و طرب انگیز بهار که از تمامی زوایا و گوشه و کنار این طبیعت زیبا و بخشنده بوی سرزندگی و طراوت می آید و اغراق نیست اگر بگویم انسانی که از این همه نعمت و هدیه خدادادی توشه ای نگیرد و سودی نبرد مصداق خصرالدنیا می باشد .
دوستان عزیز بنده با استفاده از اطلاعاتی که از چند تن از بزرگان و مسن ترهای نشل گرفتم مطلبی در باره گذشته و تاریخ نشل نوشتم که در جایجای آن توضیح دادم که عزیزان این نوشته های بنده بر اساس اطلاعات شنیداری از افراد دیگر است و هیچکدام سندیت ندارد و قابل استناد نیست و بعید نیست این مطالبی را که بنده در باره نشل نوشتم شخص دیگری با استفاده از اطلاعات افراد دیگر به شکلی دیگر بنویسد و تفاوت بسیاری با نوشته های من داشته باشد و این هرگز نشانه این نیست که مطلب من خلاف واقع است یا مطلب آن عزیز دیگر چون هرگز و در هیچ متن یا نوشته مستندی اطلاعات موثقی در باره گذشته نشل وجود ندارد که قابل استناد و رجوع باشد تازه بارها گفتم و باز هم میگویم که اصلا آیا اینکه کدام طایفه اول بود و یا کدام طایفه آخر هیچ تاثیری در جایگاه امروز آنها دارد؟ دوستان عزیزی که به نوشته های بنده اعتراض کردید و تا مرز توهین و اتهام هم پیش رفتید و در بسیاری از موارد خودتان را معرفی هم نکردید تا لاقل بدانم با چه شخصیتی طرفم بنده آمادگی دارم در صورتی که تمایل دارید تمام مطالب و دانسته های شما در باره گذشته نشل را به املا و با نام خود شما در سایتم بنگارم تا دیگران هم از دانسته های شما بهره مند شوند و الا اینگونه در خفا و گمنامی انتقاد کردن و برداشت خود از نوشته ها را به دیگران تهمیم دادن و تا آنجا جلو رفتن که دستور برداشتن مطالب از سایت را صادر کردن نه جوانمردانه است و نه ره به جائی میبرد بلکه راه درست این است که اگر بنده مطلبی نوشتم که شما عزیزان تشخیص دادید که توهین آمیز و خلاف واقع است بیائید درست و صحیح آن را بنگارید و در سایت خود و یا سایت بنده بگذارید تا دیگران بخوانند و قضاوت رتابه عهده خود خواننده بگذارید نه اینکه بنده یا جنابعالی اطلاعات شنیداری خود را عین حقیقت بدانیم و هر یک دیگری را متهم به گمراه کردن خواننده کنیم.
دوستان بخدا این مطالبی که ما سر آنها با هم چانه میزنیم درد ما و روستای ما نیست بلکه درد ما فراتر از این حرفهاست که ما از درمان آن عاجزیم و اینگونه با فرافکنی و فرار به جلو از زیر بار حل مشکلات روستای خودمان شانه خالی میکنیم.
یک جائی گفتم تحصیلکرده های سنگچال انجمنی دارند و در پرتو آن هر کس در حیطه مسئولیت و تخصص خویش در راه حل مشکلات محل میکوشد عزیزی با انتقادی معترض میشود که در گذشته گروهی از جوانان و تحصیلکرده های محل به دلیل اشتباه گروهی که ایشان از آنها نام برد به زندان افتادند و این باعث عدم همکاری همین عزیزان است .خوب دوست عزیز شما قطعا اطلاعات یا به شما ناقص میرسد یا اصلا نمیرسد چون در همان سال که حاکمان وقت برای قلع و قمع مخالفان خود هر کس را که از جانب او احساس خطر میکردند محبوس و محدود میکردند همین جوانان سنگچال بسیار بیشتر از جوانان نشل آسیب دیدند و قلع و قمع شدند آیا آنها وظیفه خود را وا نهادنددر ضمن ادعای شما در گناهکار دانستن گروهی از محلیهای عزیز در دستگیر شدن جوانان محل کاملا بی اساس و واهی است و بهتر است که ادعائی توانائی اثبات آن را نداری بر زبان نیاوری چون تهمت دروغ و افترا زذن به دیگران کاری بسیار ساده و ناجوانمردانه است تازه اگر بی نام و نشان باشد که بسیار بدتر است.
سلامی به گرمی آفتاب