فراق مادر

بنام خداوند بخشنده و مهربان

بنام خدائی که مهر و محبت را آفرید و جایگاه آن را قلب اشرف مخلوقات خود یعنی انسان قرارداد و از میان این مخلوقات خود گروهی را مولد قرارداد و آنها را مادر نامید و این مخلوق بی بدیل را مظهر مهر و محبت و عشق و شیدائی قرار داد مهر و محبتی که در آن هیچ اثر و ردی از ریا دو دوروئی وجود ندارد و تمام وجود خود را در راه فرزند خود ایثار میکند بدون اینکه ذره ای چشمداشت و خواسته داشته باشدو خداوند منان بزرگترین پاداش خود به بندگان صالح و با ایمان یعنی بهشت را در زیر پای مادر قرار داده است و یکی از شرایط رسیدن به بهشت را رضایت پدر و مادر از اولاد قرار داد.

عصر روز دوشنبه۲۶/۷/۱۳۸۹ حوالی ساعت ۸غروب بدترین زنگ تلفن زندگی ام به صدا در آمد و بدترین خبر زندگی ام را به من داد و آن مرگ همین مظهر مهر و محبت یعنی مادربود. 

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین مـن وعشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتـی کـه نه باید بروم حوصله ای نیست

پـرواز عجب عــادت خـوبیست ولــی حیف

تـو رفتـی و دیـگر اثــر از چلچله ای نیست

گفتی کــه کمی فـکرخودم باشم و آنوقت

جزعشق تودرخاطرمن مشغله ای نیست

رفتی تـــو خـدا پشت و پناهت بـه سلامت

بـگذار بسوزد دل مــن مسئله ای نـیست

بسیار پیش آمد دوستان و عزیزانی که قبل از من وماپدر یامادر خودشان را از دست داده بودند میگفتند دوستان قدر پدر و مادر خود را تا زنده هستند بدانید چون وقتی از دستشان دادید دیگر راهی برای برگشت نیست و حسرت روزهای از دست رفته تا مغز استخوان انسان را میسوزاند و عذاب وجدان ناشی از وظایف انجام نداده برای همیشه انسان را آزار میدهد شاید خود من این گفتار دوستان را یک گفتار کلیشه ای میپنداشتم و آسان از کنار این پند دوستانه میگذشتم ولی اینک که عزیزی بی بدیل به نام مادر را ازدست دادم با تمام وجود معنا و مفهوم این پند دوستانه را درک میکنم و درحسرتم که ایکاش بیشتر به این پند دوستان توجه میکردم و به انجام وظیفه در قبال والدینم میپرداختم و اینک که من هم به جمع دوستان مادر از دست داده پیوسته ام همان توصیه را به شما دوستانی دارم که الان از گوهر گرانبهای مادر برخوردارید و توصیه میکنم که با تمام وجود قدر این گوهر بیبدیل را بدانید و خدمت به مادر و پدر را در راس امورات و وظایف زندگی خود قرار دهید و هیچ وظیفه و مسئولیتی را اولاتر از خدمت به پدر و مادر ندانید چه بسا که ما انسانها گاهی چنان خود را در هزار توی مشکلات و مسائل روزمره ندگی که بسیاری از آنها خودساخته و غیر ضروری است درگیر و گرفتار میکنیم که درجه اهمیت وظایف را از یاد میبریم و چون منی پیدا میشود و خدمت به والدین را در ردیف آخر وظایف خود قرار میدهد و در آخر اگر توان و ریالی ماند خدمتی اندک ولی بسیار پر منت به والدین میکنم و اگر هم توانی نماند خودم را به بیخیالی و بی اطلاعی میزنم و با هزار ترفند و کلک سعی در رفع مسئولیت از خوددارم ومخلص کلام اینکه خدمت به والدین نیازمند نگهداری و توجه که اولین وظیفه اولاد قبل از خدمت به خانواده خود ش میباشد در ردیف آخر قرار میگیرد و اکثر مواقع به علت کثرت مشکلات زندگی فراموش میشود . شاید بپرسید چرا خدمت به والدین در ردیف اول وظایف اولاد قرار دارد اولا با مراجعه به قرآن مشاهده میکنیم که در بیش از 9 آیه مستقیما اولاد را به احسان به والدین ترغیب و وادار کرده است و ثانیا اگر بطور منطقی و از نگاه عامیانه هم به مسئله نگاه کنیم میبینیم که والدین منشاء و رکن اصلی حیات فرزندان هستند و چه بسا مردان و زنانی که همسران خود را ازدست دادند ولی باز هم به دست آوردند و چه بسا والدینی که اولاد از دست دادند ولی مجددا به دست آوردند و چه بسا انسانهائی که مال و اموال و تعلقات دیگر دنیائی را از دست دادند ولی مجددا به دست آوردند ولی از ازل تا کنون سراغ دارید که کسی والدین خود را از دست داده باشد ولی مجددا به دست آورده باشد مطمئنا خیر و همین میزان اهمیت خدمت به والدین را مشخص میکند و جایگاه آن را در بین وظایف انسانها در زندگی مشخص میکند و ما انسانها که فکر میکنیم ابتدا باید به وظایف خود در برابر زن و فرزند کار و تحصیل و غیره که به خودمان مربوط میشود عمل کنیم و در نهایت اگر تاب و توانی به والدین خدمت کنیم سخت در اشتباهیم چون اگر معادله را برعکس کنیم و اول خدمت به والدین را سرلوحه کارهای خود قرار دهیم دعای خیر و عافیت خواهی والدین برای ما از درگاه لایزال الهی گره از بسیاری از مشکلات زندگی ما باز میکند و راه را بر ما هموار میسازد.

مهربانتـــــــر ز دل عاشق مادر دل نیست

بـه دو گیتی چو دل صادق مادر دل نیست

دل پاکی طلبیدم که کنم هــــــــدیه به او

هر چه گشتم به خدا لایق مادر دل نیست

خدا اموات همگی را بیامرزد

احترام به پدر و مادر

بسم الله الرحمن الرحیم

گذشته ها ره یاد دارین

جوونها نوجوونها  شمه فدا گذشته ها ره یاد دارین

جان پر و جان مار سختی و رنج و بلا ره یاد دارین

نوین اما شه گد بیمی  پولدار و دست به جیب بیمی

سختی شه پر و ماردر زمان بچه گیها ره یاد د ارین

شمه پرون شبانه روز کار کردنه تا شماها کسری نارین

شه پرون خسه تن و وقت کم و لینگ زم ره یاد دارین

پر اگر مالدار بیه چپون بیه همیشه گرفتار بیابون بیه

شه پرون تنهائی  و شبهای بیهمدمی ره یاد دارین

پر اگر مزیر وروزمز بیه کایر شیه گاهی وقتها قرار کرده

شه پرون کار سخت و مز کم و دس زم ره یاد دارین

پر اگر زارع و ورزگر بیه زمین داشته شه کشت کرده

شه پرون دس دره دوش بل و لینگ کالچرم ره یاد دارین

پر اگر چاربدار و باربر بیه اسیر چند تا مال و بیابون بیه

شه پرون سختی راه و گذر و روخنه او پری ره یاد دارین

پر اگر لمه و لمچوقا زوهه از روی نا چاری بیه لازم داشته

شه پرون دس رنگ و دس تنگ و وقت تنگ ره یاد دارین

اما مار این ستاره ماندگار این بهشت زمینی پروردگار

شه مارون علاقه و محبت به وچه و زندگی ره یاد دارین

شمه مارون روز و شو ناشتنه همیشه خسه تن بینه

شه مارون یاری و همکاری و آبروداری ره یاد دارین

مارون اتا کار ناشتنه مسئول چند تا کاربینه پر کار بینه

مارون سخت کوشی وفداکاری و تیز هوشی ره یاد دارین

مار هم خنه دار بیه کچال شیه کار وچه کار کلوم ره هم داشته

شه مارون چند تا کار با وقت کم با کم خوابی ره یاد دارین

مار  وسه گلج بافه کچال پشت دشت بوره وه چائی به سر

شه مارون خسه تن دوس کمر با چاشب و با لاون ره یاد دارین

مار وسه خنه ره تمیز هکنه برق دم بده آماده عید هکنه

شه مارون اسپه کاری بنوسن با گل گوهی ره یاد دارین

خدایا نوه اون روز که شما  شه جان پر و  جان مار ره یادنارین

 جان پر وجان مار احترام و دست بوسی و سرکشی ره یاد دارین

این جملات از دلنوشته های خودم می باشد