بسمه تعالی

برادر عزیز آقای اسماعیل آقاجانپور در حال نگارش مطلب جالب و خواندنیی در رابطه با یک سال زندگی دامداران نشل می باشد که بنده حیفم آمد در رابطه با تشویق شما عزیزان برای خواندن آن کاری نکنم از اینرو کل پست مربوطه را با اجازه ایشان در وبلاگم میگذارم تا همه شما عزیزان از آن لذت ببرید همچنین می توانید برای استفاده بهتر به وبلاگ ایشان به این آدرس مراجعه کنید      http://www.21533.blogfa.com

پست آقای اسماعیل آقاجانپور


                   هرکسی از ظن خود شد یار من         

        از درون خود نجست اسرارمن

 شیوه کار وزندگی در روستا ها بخصوص برای دامدارن و کشاورزان با توجه به فصول سال کاملا متفاوت است و شروع کار با مقتضیات زمان با رسم و رسوم خواصی همراه است برعکس زندگی شهر که برمبنای صنعت یا اداری که بصورت تکراری و روتین وخیلی خسته کنند است نمی باشد .

روستای نشل که مبنای اصلی زندگی مردمان آن کشاورزی و دامداری است از این امر مستثنی  نمی باشد .قصد براین است با شروع فصل بهار شرح حالی از شروع زندگی با توجه به ایام در این روستا به خصوص دامداران داشته باشم تا تداعی خاطراتی برای کسانی که این زندگی راتجربه کردند و آشنایی و آگاهی به دوستداران به نشل و فر هنگ نشل که اصل و نسب شان از این آب و خاک است باشد .سعی بر این است وسایل و اصطلاحات محلی به شکل صحیح نوشته شود .

با این توضیح که خیلی از آداب ورسوم امروزه در حال حذف شدن است آنچه بنده قصد نگارش آن را دارم مربوط  به دهه پنجاه الی شصت می باشد .که خودم در چنین محیط و  شرایطی زندگی کردم و از نزیک باآن  آشنا هستم واز رسم  ورسوم فبل از ۱۳۵۰اطلاعات چندانی ندارم .به هرحال   نظر عزیزان جهت تصحیح  ویا افزایش اطلاعات موجب امتنان است .

سلسله موی دوست حلقه دام بلا ست       هرکه در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

هرچند معنا و مفهوم این شعر به ابعاد  معنوی و عرفانی است .  و تفاوت بین انسان عارف و انسانی که خدارا درک نکرده است  را دارد  . حقیر این بیت شعر را  کاملا مصداق مطالب ارائه شده خود می دانم که بیشتر به  ابعاد عاطفی و احساسی برمی گردد و با کسب اجازه از  اساتید شعر و ادبیات فارسی  احساسات خود را با تغییر در بیت فوق   اینگونه بیان  می کنم

      سلسله کوی دوست حلقه دام بلا ست         هرکه دراین حلقه نیست خارج ازاین ماجرا ست

وقتی به تاریخ سرزمین خود نگاه می کنیم . پی به هویت خود می بریم و عظمت سرزمین مان را درک خواهیم کرد . نشل  هم چون مروارید ی است در این دریای بیکران از ایران عزیز که دارای فرهنگ و هویت تاریخی است . در این دنیا وانفسای امروز  و فردای بی نام نشان روزی فرا خواهد رسید هرکسی در گوشه ای از دنیا حتی فراتر از مرزها به پسوند فامیلی خود فکر می کند .که نشلی چیست و یا کیست ودنبال اصل خویش می گردد . چه بسا امروزه هم هستند افرادی که دنبال هویت گم شده خود می گردند و یا هستند نسل سومی هایی که در فراسوی مرزها نشل و نشلی را رصد می کنند .

امروز وظیفه من و تواست که مجموعه مدونی از تاریخ و فرهنگ از نشل را جمع آوری و در اختیار آیندگان قراردهیم تا قبل از اینکه به فراموشی سپرده شود . تا آیندگان از  ما خرده نگیرند . در دوران گذشته این امکانات نبود  و از طرفی هم این پراکندگی نسل ها را نداشتیم . محلی عزیز . قصد بر این است کلیه مطالب ارائه شده در قالب عکس و تصویر نشان داده شود . همراهی و همفکری تو موجب تشویق و امتنان خواهد بود .    با تشکر آقاجان پور

مقدمه

قبل از شروع بهار که دوراطراف محل و کوچه ها پراز برف و سفید پوش و سرد و یخبندان است . کشاورز درداخل خانه با خیال راحت  زیر کرسی که آن را از تفاله دامها (تاهال )گرم می کند در حال استراحت  منتظرو فراسیدن بهار است طرف دیگر قضیه که  دامدار باشد سخت مشغول کار و تلاش با نگرانی مشغول نگهداری از گوسفندان است از یک طرف نگران تمام شدن جوو علف دام ها واز طرف دیگر نگران گوسفندان به خصوص بره ها است .بره هایی که مانند فرزند خودش در سخت ترین شرایط حفظش کرد در سخت ترین شرایط یعنی حفظ و نگهداری بره ها  در یک فضای بسته اصطبل (تلوار)مثل یک نوزاد ترو خشک می شوند یکی دوتا نه دها بلکه صدها بره در کنار گوسفندان کار سخت و طاقت فرسا با خورک های دستی در روز چها وعده غذایی در کنار این کارسخت طاقت فرسا زن و مرد دخترو پسر همه وهمه مشغول اند . همه خسته و مانده اما درکنار آن با یک موجود زنده سرکار دارند نه آلمینیوم و چوب یا قلم و خودکار . به دنیا آمدن یک بره از مادر و صدای دلنشین آن تمام خستگی را می زداید .لذت خاصی دارد  به هر حال دامدار فراسیدن بهار را روز شماری می کند . با آب شدن برف در روزهای پایانی اسفند ماه زمین نفس می کشد .هوا از حالت سرد ی خارج می شود .دشت و باغ ها سر سبز می شوند .شب عید که فرا می رسد خانم خانه در کنا این همه مشغله کاری به  تدارک ایام عید می پردازد  انواع نان های محلی من جمله نان برنجی و قتاب های مختلف درست میکند .درست کردن سبزه در دستور کار قرار می گیرد. منتظر شب عید واز طرفی منتظر مسافر خود که این سال ها فرزندان و نوه ها می باشند است .یکی دور روز مانده به عید همه مسافرین یا به قول قدیمی ها کارسری ها می رسند .

((کارسری  به فرد و یا اعضای خانواده که معمولا پسر خانواده گفته می شد .که شغل دامداری یا کشاورزی را رها کرد ه به کارصنعتی به شهر مهاجرت نموده پس از ماه ها دوری از خانواده شب عید به دیدن اعضای خانواده به ده برمی گشت ))

با حضور مسافرین و کارسری  ها محل یک جنب وجوش دیگر می گیرد تا اینکه روز عید فرا می رسد.

اعضای خانواده  یک نفر که معمولا پسر بچه است را قبل از تحویل سال به خارج خانه می فرستد .به این

فرد مارمه لینگ   می گویند.(مارمه یا ماه درمه به اولین روز ماه جدید ویاسال جدیدگفته می شود )  این فرد را خوش یوم می دانند  مارمه لینگ با دردست داشتن سبزه و یک بره نر سعی بر این است بره پیشانی سفید داشته باشد تا بتوان به آن حنا مالید وبا یک جلد  کلا م ا...مجید وارد خانه میشود و از اعضای خانواده عیدی می گیرد.( تا قبل از وارد شدن این فرد اگرفرد دیگری وارد شود آن را خوش یوم نمی دانند .از این بابت خیلی نگران می باشند .). اگر تا سال بعد سال خوبی برای این خانواده باشد.فرد مارمه لینگ فرد خوش قدم تلقی می شود و برای سال بعد جایش رزرف است و اگر سال خوبی نباشد مارمه لینگ عوض می شود . بعداز تحویل سال اولین حرکت کلیه اعضای خانواده به سوی فبرستان ویا اهل قبور می روند شروع سال جدید با یاد گذشتگان شروع می کنند .دومین حرکت اهالی محل بصورت گروهی به منزل خانواده هایی می روندکه ا عزا  دار یابه قول محلی  دیدن دارند  .خانواده هایی که در طول سال گذشته عزیزی را از دست داده باشند .کلیه بستگان و حتی طایفه آن سال عید ندارند .وبعد از دیدو بازدید بین خانواده ها وفامیل ها انجام می گیرد ......

موضوع بعدی

دیپلماسی دامداری :                  چپونه برار

با رسیدن بهار و سرسبزشدن مراتع دام ها باید محل را ترک نمایند . وجود دام در محل هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ زیست محیطی دام ها  و شرایط جوی هوا در محل مقدور نمی باشد . با توجه به شرایط آب و هوایی دام ها باید جابه جا شوند .در بعضی موارد دامداران  همراه با اعضای خانواده کوچ می کنند . اما در کوچ اولیه بهاری  حضور خانواده میسر نمی باشد . لذا هریک از دامداران باید  به  تنهایی به مراتع مربوطه خویش مهاجرت نمایند . ودر چنین شرایطی  دامداری کاری سخت  و حتی  مقدور نمی باشد و نیاز به همکاری جمعی دارد . واز طرفی هم  در یک مراتع بیش از یک نفر دامدار پروانه چرای دام رادارد .  با این اوصاف  افراد دامدار قبل از مهاجرت در فکر دامدار یا چوانان  دیگر است  تا بتوانند با یکدیگر همکاری نمایند . در توافق رسیدن به این همکاری نیاز به رایزنی ها و گفتگوهای زیادی است . تا نظرات صاحبان مراتع و یا نظر دیگر مخالفان جلب شود و حتی گاها به درگیری  و اقدامات قانونی می انجامد لذا این مرحله که روزها وقت صرف آن می شود  تاجهت جلوگیری از اختلافات و درگیری ها و به مرحله قانونی نرسیدن  نیاز به  رایزنی هاو نشست های مختلف به خصوص دامداران مطرح رادارد  تا به یک توافق  همه جانبه برسند . به اصطلاح سیاسیون امروزی از طریق گفتگو و دیپلماسی به نتایج مثبت می رسند . 

با مشخص شدن همکاران (چوپانان یک مرتع ) که به اصطلاح محلی ور همکاران یا ورهمکار شرایط برای کوچ گوسفندان مهیا می شود  .با مشخص شدن گروه یا ورهمکاران نشست مشترک جهت تمهید مقدمات فراهم می شود .

 

قبل از ادامه کوچ دامدارا ن لازم می دانم مراتع های معروف متعلق به نشل راکه  دامداران محترم و پدران نیاکانشان دارای سند قدیمی با سابقه  حدود  صدسال و مجوز رسمی پروانه چرای دام از منابع طبیعی  دارند را به شما معرفی نمایم .هریک از این مراتع با فصول سال مورد استفاده قرارمی گیرد . لازم به ذکر تعداد دامهای موجود در نشل در دهه پنجاه بیش از هشت هزار راس تخمین زده می شود .

اولین مهاجرت در ده اول فروردین ماه  به سمت مراتع سرکوه :

دریک تاریخ مشخص چوپانان یک مرتع دا مهایشان را به سمت مراتع های  سرکوه وبه اصطلاح محلی

هلسه کوه کوچ می دهند .

 

انواع مراتع از نظر شرایط جفرافیای و آب وهوایی با توجه به فصول سال و منطبق بر زیست محیطی دام ها به سه قسمت تقسیم می شوند

۱- سرکوه (هلسه کوه )        ۲- پس کوه (پی کوه )           ۳-  پیش کوه  

سرکوه یا هلسه کوه

هلسه کوه : به مراتع هایی گفته می شود که منتها الیه جنگل های مازندران و در دامنه رشته کوه های البرز قراردارند  ودارای  آب و هوای معتدل کوهستانی می باشند و نسبت به دیگر مراتع گرمتر هستند . وگرمترین نقطه از مراتع های نشل  می باشند  .ودر ماه های فروردین - اردیبهشت  و در زمان های پیشین  حتی در زمستان بهترین منطقه برای دامداری بودند وهستند . هلسه کوه های نشل در قسمت شمال روستای نشل  بعداز پی کوه ها و  منتها علیه  قسمت جنوبی جنگل های مرکزی مازندران قراردارند . و رشته کوهای  بلند مرکزی البرز با امتداد شرق به غرب  خط واصلی بین منطقه نشل و جنگل های مازندران شده اند به عبارتی دامنه های ضلع جنوبی این رشته کوه ها مراتع های پی کوه نشل را شامل می باشند و دامنه های ضلع شمالی این رشته کوه ها مراتع های هلسه کوه را شامل میشود و وجود این رشته کوه عامل اصلی تفاوت آب وهوایی در این مناطق می باشند .

 

سرکوه ها ویا هلسه کوه ها معروف نشل :

۱-  سرهلس             ۲-  بن هلس                        ۳-  شالدرکا                  ۴-   بورون

سرهلس : متعلق به طایفه ر حمنون بوده و دامدارن بزرگ ومعروف آن حاج جلال  - حاج اسحاق - مشهدی  نامدار- مشهدی سلمان  - ودیگر ان همه از بزرگان و صاحب نظران طایفه رحمنون(اکبرنژاد ها)و فرزندان شان می باشد

۲- بن هلس : متعلق به عده ای از طایفه آقاجان پور ها دامداران بزرگی چون مشهدی هاشم و مشهدی ابوالقاسم آقاجانزاده  و فرزندان شان و مشهدی داود آقاجان پورو فرزندان می باشد

۳- شالدرکا : متعلق به مشهدی سلیمان آقاجان پور پدر بزرگ این جانب و فرزندانش می باشد

۴- بورون : بخشی از آن به اندواری ها و بخشی از آن متعلق به مشهدی ابوالقاسم آقاجانزاده می باشد

قابل توجه اینکه در خصوص مالکیت هلسه کوه ها غیر از شالدرکاه  شاید اطلاعات داده شده کامل نباشد وقطعا خلیلی از مالکین ذکر نشده اند  

وضعیت فعلی هلسه کوها چگونه است؟قبلا توضیحات کامل دادم که متاسفانه به علل مختلف این مراتع ها از دست رفتند . و فقط آثار مخروبه ای از محل آغول دام باقی مانده است . وامروز از نظر ارزش وبها خیلی بیشتر از روستای نشل می باشد  و از  امکانا ت بهتری برخوردارند ....... 

 ۲- پی کوه :به مراتع هایی هستند که در قسمت شمالی روستا ی نشل وقبل از هلسه کوهاه ودر قسمت جنوبی هلسه کوها قراردارند یا به عبارت قسمت جنوبی  دامنه رشته کوه  البرز مرکزی قراردارند.  

پی کوه های معروف نشل از شرق به غرب :

تنگوسر- کنیون - الاتمر-  پنجه خونی - کاترک -  موزیک - مرواریک -  نالی و پلاشون - نسرون - دایج

زمان چرای دام از اردیبهشت ماه تا نیمه اول تیرماه می باشد بعد از این تاریخ به علت گرمی هوای این مناطق امکان چرا برای دام ها وجود ندارد  .

۳-پیش کوه ها:به مراتع هایی گفته می شود که طرف جنوب و جنوب شرقی نشل و در ارتفاعات بسیار بالایی قراردارند  و دارای آب و هوای بسیار سرد هستند . سمت جنوب وجنوبشرقی این مراتع به منطقه لاریجان و کوهای استان سمنان ختم می شوند واز آنجایی که در جلوی روستای نشل قراردارند به پیش کوه معروفند

 قله  بلند کرکس نشین با ارتفاع بیش از چهارهزار متر از سطح دریا بلند ترین نقطه این منطقه می باشد  و در ضلع شرقی  قله دماوند  قد علم کرده است . که دامنه شمالی  وشمال شرقی  آن جزء مرتع رسم و دامنه شمال غربی آن به مرتع پردر خرم و دامنه جنوب شرقی آن به مرتع سیاه کله سر   و دامنه جنوبو  غربی آن به مراتع منطقه لاریجان ختم می شود.

نقطه بلند بوم  در ارتفاعات بیش از سه هزار پانصد متر از سطح دریا از نقاطع مرتفع این منطقه می باشد که دامنه شمال آن مرتع درنه ودر دامنه غربی  آن مرتع رسم و دردامنه شمالی آن مرتع آخرسنگ و در دامنه شرقی آن  به  مراتع های استان سمنان ختم می شوند

مراتع معروف  پیش کوه های نشل  ازجنوبشرقی تا جنوب نشل :

نی یوله - نهتک - لشارو - درنه -  رسم -  خشک لارک -  آخرسنگ -  سیاه کله سر

قابل ذکر است رودخانه نشل که در نقشه جغرافیا به شیر کلا رود معروف است وبه رودخانه هراز می ریزد از کوهای این مراتع سرچشمه می گیرد .

زمان چرای دام دراین مراتع از اواخر خرداد ماه لغایت اواسط شهریورماه می باشد.

حال با اطلاعاتی  که از مراتع متعلق به دامداران نشل  داریم . مراحل کوچ دامها و فرایند زندگی دامداران ویاچوپانان را حضورتان توصیف  می کنم .

               ای بمو بهار           گسفن وره مار               شونه سمت لار     

                چپونه برار             بییه تنار                    ونگ ده نه شه یار         

                                            دل نینه قرار

    ورهمکاران با پیش بینی مقدار آذوقه و مواد غذایی خود را بطور مشترک تهیه می کنند . این کار توسط خانم ها چوپانان  در منزل یکی از چوپانان انجام می گیرد . مواد غذایی وبه قول محلی کلواره  در یکجا متمرکز و بطور مساوی  تهیه می شود

 یک روز مشخص بنابه رسم ورسوم و اعتقادات براساس تقویم جلالی روزی را که قمر در عقرب نباشد .جهت کوچ گوسفندان انتخاب می کنند . در صبح زود کلیه ورهمکاران با خانواده گوسفندان وبره ها(وره  و مار)را در پایین محل جمع می کنند . به قولی چوپانان یک  مرتع که ورهمکاران نامیده میشوند . گوسفندان را باهم رمه  می کنند  (رمه کردن یعنی ادغام کردن  دام ها  و  یک رمه گوسفند  یعنی یک گله گوسفند) با رمه شدن گوسفندان و سرو صدای بره ها و گوسفندان  صحنه ها بسیار زیبا و جالبی به وجود می آید . که دیدنی است . در کنار گوسفندان  ا لاغ ها  واسب و قاطر که بار کلواره و در بعضی از خرجین بره های تازه به دنیا آمده (هالکه وره )هستند . همراه با سگ های گله و رمه ها توسط چوپانان بسمت مرتع هلسه کوه حرکت می کنند   . و حدود یک روز کامل در حرکت می باشند . تا به منزلسر(مقصد و محل استقرار منزلسر گفته می شود ).....

منزلسر و مشخصات آن : تشکاه سر -  تلارسر - بره سر  - چشمه سر

محل اسکان چوپانان جهت حفظ و نگهداری دام ها منزل سر نامیده می شود

وقتی وارد مرتع می شوی و نظر به اطراف بکنی نقطه از مرتع توجه تورا به خود جلب می کند. که قسمتی از زمین به رنگ خاکستری و گوشه ای از آن سبز است  و دودی  از مرکز این نقطه  خاکستری بلند است .  وقتی نزدیک تر می شوی  به  جوی آب می رسی که اطراف آن سبز است متوجه می شوی علت سرسبزی وجود چشمه ای است که چوشان است با خستگی را ه آبی به سرو صورت می زنی به اطراف نگاه می کنی وارد منطقه خاکستری می شوی علت خاکستری بودن  را می فهمی  . ناگهان سگ های گله پارس کنان به تو حمله ور می شوند .  وقتی  می خواهی  فرار کنی .زیز پایت سوراخ شده  و  گیر می افتی .دیگر رمق رفتن نداری . در این لحظه صدایی توجه تورا جلب می کند . و سگ ها از حمله باز می ایستند . وقتی به اطراف خیره می شود . متوجه می شوی از مرکز این زمین خاکستری که دود بلند می شد . نصف تنه از انسان بیرون آمده و با صدایش مانع حمله سگ ها شده است . مات و مبهوت می ایستی .  و نا گهان به یک انسان خدایی که از دل زمین زمین بیرون آمده مواجه می شوی که فرشته نجات تو از دست سگ گله شده است . از خود می پرسی این دیگر کیست و آن جا کجاست که او بیرون آمده است . آری این همان چپونه برار است . که تورا به داخل دعوت می کند . وقتی به نقطه نزدیک که می رسی .تعارف می کند برو پایین وقتی خوب نگاه می کنی چاهی را می بینی که در درون آن تاریک  واز آن دود خارج می شود  .وحداقل سه پله پایین می روی در حالی که دود اطراف تورا احاطه کرده است  . وقتی چشم باز می کنی . می بینی بساط چایی و نان پنیر پهن است . و باآن خستگی راه و اضطراب و استرسی که داشتی  چقدر می چسبد نان چایی آری جایی که وارد شدی محل زندگی چوپانا است که به محلی تشکاه   می گویند.

 اما علت سوراخ شدن زیر پایت هنوز مجهول است ؟